۷ آبان ۱۳۸۸

سیاره

    سیاره چیست ؟
سیارات اجرام تقریبا کروی جامد و بزرگی هستند که به دور خورشید می گردند . البته سیاره ای که بهتر از همه می شناسیم، زمین خودمان است . همه سیارات نسبتا سرداند و بازتاب نور خورشید آن ها را مرئی می کند؛ بعضی از آن ها را هر چند وقت یک بار می توان با چشم برهنه دید . ولی سه سیاره را فقط به کمک تلسکوپ می توان مشاهده کرد . در نظر اوّل، سیارات هم مانند انبوه ستاره هایی اند که در آسمان می درخشند، ولی یک ناظر می تواند به کمک یکی از مشخصات زیرین، یا بیشتر، سیاره را تشخیص دهد .
1. سیارات با نوری پایدار می درخشند، در حالی که در مورد ستاره ها چنین نیست . نوری که از ستاره ها به چشمان ما می رسد، به نظر می اید که هم از نظر رنگ و هم از نظر روشنی، به سرعت تغییر می کند . این تغییرات رنگ و روشنی همان چشمک زدن ستاره ها است .
2. سیارات آسمان را سیر می کنند . سیاره ای که زمانی نزدیک ستاره ای بوده ممکن است بعداً در نزدیکی ستاره ای دیگر مشاهده شود . از طرف دیگر ستاره ها نسبت به یکدیگر ظاهراً مواضع ثابتی را اشغال می کنند . واژه سیاره خود به معنی "سیر کننده" است .
3. سیارات در تلسکوپ، به صورت قرص های کوچک نورانی اند . هرچه بزرگ نمایی تلسکوپ بیشتر باشد، قطر قرص بزرگ تر است . ستاره ها، حتی با بزرگترین تلسکوپ های موجود هم فقط به صورت نقاط نورانی به نظر می رسند . حتی با تلسکوپ پنج متری هم به صورت نقاطی که قطر قابل سنجشی ندارند به چشم می آیند .
4. سیارات را فقط می توان در نوار باریکی در آسمان دید . حرکات آن ها به مرز های این نوار محدود است . البته ستاره ها را می توان در هر قسمتی از آسمان یافت .
نه سیارۀ منظومۀ خورشیدی، که در مدار های بیضوی واقع در نزدیکی صفحۀ دارةالبروجی مدار پیمایی می کنند، به دو رده تقسیم می شوند : سیاره های درونی و سیاره های بیرونی . سیاره های درونی ( عطارد، زهره، زمین و مریخ ) از موادی خاکی ساخته شده اند که هسته ای فلزی شامل آهن و نیکل را در بر گرفته است . زمین و زهره جوّ هایی واقعی و اَبر ساز دارند و مریخ دارای جوّ رقیقی است که ترکیب آن مشابه جوّ رقیقی است که ترکیب آن مشابه جوّ زهره است .
سیاره های بیرونی مانند ( مشتری، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو ) به استثنای پلوتو، توده هایی عظیم از هیدروژن به شکل های گاز، مایع و جامدند که هسته هایی از سنگ و فلز به اندازه زمین را احاطه کرده اند . پلوتو از یخ و سنگ ساخته شده مشاهده می شوند، نشانۀ جریان تکوین سیاره ای اند .
اخترشناسان، سیاره هایی را در حال گردش دور ستاره هایی غیر از ستارۀ خورشید ما، پیدا کرده اند . نخستین بار در سال 1995، میشل مایور و دِدیا کوِلوز، سیاره ای را در پیرامون ستارۀ 51 اسب بالدار پیدا کرده اند، که این ستاره تقریباً دو قلوی همسان خورشید ما است . از آن هنگام تا سال 1999، حدود 25 سیارۀ " برون خورشید " کشف شد این سیاره های جدید، اغلب به بزرگی مشتری اند . این سیاره ها را به طور مستقیم نمی توان دید، اما با توجه به لَنگشی که با تلسکوپ های بزرگ در { چرخش } برخی از ستارگان مشاهده می شود، پی به وجود آنها می برند . لَنگش نتیجۀ کشش گرانشی سیاره هایی بزرگ در نزدیکی ستاره است . چون این سیاره ها، بزرگ، گازی و نزدیک ستاره است . چون این سیاره ها، بزرگ، گازی و نزدیک ستارۀ خود هستند، برای محافظت از حیات مناسب نیستند، اما وجود آنها نشان می دهد که گردش سیاره ها به دور خورشید ما، امری استثنایی نیست .



منابع: 1. نجوم به زبان ساده - ماير دگاني - مترجم: محمدرضا خواجه‌پور


2. دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...

۱ آبان ۱۳۸۸

سحابی ها

سحابی چیست ؟
سحابی ، ابر وسیعی متشکل از غبار وگاز است گازهایی که آن را تشکیل می دهند بسیار رقیق و در دمایی کم اند . سحابی ها به علت نور خود نمی تابند بلکه بر اثر نور ستارگان مجاور قابل رؤیت اند . در صورتی که به این ترتیب مرئی شده باشند ، به ستاره ای محو و ابری می مانند . ولی به اندازه و ساختمان واقعی آن ها فقط به کمک تلسکوپ می توان پی برد . سحابی های دیگر ، تاریک اند و مانع نور ستارگانی می شوند که پشت آن ها قرار دارند .
سحابی درخشان
برخی از رده های مربوط به سحابی های درخشان عبارتند از : مارپیچی، سیاره ای، گسیلی ( نشری )، و بازتابی . سایر سحابی های باقی ماندۀ انفجار های   اَبَر نواختری اند .
در سال 1923، ادوین هابل، اختر شناس آمریکایی ( 1889 - 1953 ) موضوع مهمی را دربارۀ یکی از سحابی های مارپیچی کشف کرد و آن این بود که : سحابی مورد نظر در واقع کهکشان مارپیچی غول پیکری است پیش از آن اختر شناسان تصور می کردند سحابی بزرگ صورت فلکی امرأةالمسلسله ( زن با زنجیر ) ابری از گاز در درون کهکشان راه شیری است .
سحابی های سیاره ای به راستی ابر های گازی اند . این سحابی ها از آن رو سیاره ای نامیده می شوند که به هنگام مشاهده با تلسکوپ، مانند بعضی از سیاره ها گرد و سبز گون اند . اختر شناسان بر این باورند که سحابی سیاره ای، جوّ بیرونی و جدا شدۀ یک ستاره و شامل گاز هیدروژن است . این نوع سحابی محصول جانبی ستاره ای است که مراحل پایانی چرخۀ زندگی خود را پشت سر می گذارد . وقتی ستاره در مسیر تحول خود، از مرحلۀ غول سرخ می گذرد ، مثل ماری که پوست می اندازد جوّ خود را به بیرون می افکند . یکی از مشهور ترین سحابی های سیاره ای، سحابی حلقوی در صورت فلکی شلیاق است .

سحابی گسیلی، ابر گازی بر افروخته ای است که ستاره درخشان و داغی در نزدیکی آن قرار دارد . تابش فرابنفش پر انرژی گسیل شده از این ستاره، گاز را یونیده ( یا دارای بار الکتریکی ) می کند . وقتی الکترون ها با اتم های گاز، بازترکیب می شوند، گاز دستخوش فلوئورسانی می شود یعنی از خود نور گسیل می کند . مثال مشهور در این باره سحابی جبّار است . این سحابی، ابری سبزگون، سرشار از هیدروژن و پرستاره است که 20 سال نوری پهنا دارد . اختر شناسان تصور می کنند که این سحابی، یک مهد کودک اختری یا جایگاهی است که ستارگان جدید در آن در حال تشکیل اند .




سحابی های بازتابی نیز ابر های گازی درخشانی هستند، اما به اندازه سحابی های گسیلی فراوان نیستند . سحابی بازتابی، ابری آبی گون و دارای غبار است که نور ستارۀ روشن مجاور خود را باز می تاباند . آبی بودن این سحابی ها به همان دلیل آبی بودن آسمان زمین است . در آسمان زمین ما، طول موج آبی نور خورشید را مولکول های گاز، در جوّ، پراکنده می کنند . غبار سحابی به همین روش، نور ستاره را تنها در طول موج های مربوط به نور آبی می پراکند .



گونه آخر سحابی های درخشان، گونه ای است که بر اثر انفجار اَبَر نواختر تولید می شود . سحابی خرچنگی، یا تکه ای فوق العاده روشن در در صورت فلکی ثور، مشهور ترین سحابی از این نوع است . در مرکز آن سحابی، تپ اختری قرار دارد، تپ اختر، ستاره ای به سرعت چرخان و فوق العاده چگال، شامل نوترون است که پس از انفجار یک اَبَر نواختر بر جا می ماند .



سحابی تاریک
سحابی های تاریک نیز در ملاُ بین ستاره ای پراکنده شده اند . آنها از آن رو تاریک اند که از غباری ( مرکب از کربن، سیلیکون، منیزیم، آلومینیوم، و عناصر دیگر ) تشکیل شده اند . این غبار، نور، گسیل نمی کند و به قدری متراکم است که مانع از عبور نور ستاره ها می شود . این ابر های تاریک با تلسکوپ های نوری قابل رؤیت نیستند، امّا تابش فرو سرخ گسیل می کنند . بنابراین می توان آنها را یا به صورت تکه های تاریک با پس زمیبهُ نور مرئی ستاره ها و یا با تلسکوپ فرو سرخ شناسایی کرد . یک نمونه از سحابی های تاریک، ابری است که بخشی از صورت فلکی دجاجه را در کهکشان ما پوشانده است .


منابع: 1. نجوم به زبان ساده - ماير دگاني - مترجم: محمدرضا خواجه‌پور
2.
دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...




۱۷ مهر ۱۳۸۸

ستارگان ( بخش دوم )

تولد ستاره ها

ستاره ها در ملا بین ستاره ای متولد می شوند، یعنی در ناحیه ای از فضای بین ستاره ها . در این ناحیه، ابر های تاریک پهناوری شامل گاز و غبار سرگردانند . رویداد های آسمانی خاصی نظیر انفجار پایان عمر ستاره ای سنگین ( اَبَر نواختر )، این ابر ها را متراکم می کند .

بعد از بوجود آمدن هر اَبََرنواختر، موج شوکی، سراسر ملا بین ستاره ای را به سرعت طی می کند . وقتی این موج به ابر ها یورش می آورد، گاز و غبار در اثر ضربۀ آن به شدت متراکم می شوند . با به هم فشرده شدن ذرات، جاذبه متقابل گرانشی افزایش می یابد و توده متراکمی از گاز تشکیل می شود که انرژی آزاد می کند .

با افزایش یافتن دما در توده گازی متراکم، گاز، فشاری در جهت مخالف نیروی گرانی اعمال می کند . در این مرحله که شاید میلیون ها سال پس از برخورد موج شوکی به ابر تاریک طول بکشد، تراکم متوقف می شود . حال اگر مرکز تودۀ متراکم گاز به قدری داغ شده باشد که شروع به گداخت گرما – هسته ای هیدروژن به هلیم کند، تودۀ مورد نظر به ستاره تبدیل شده است . ستاره میلیون ها یا میلیارد ها سال در این حالت ثابت می ماند .

ساختار درونی ستاره ها

ستاره ها در هستۀ خود یعنی در مرکزی که داغ ترین قسمت نیز هست، انرژی تولید می کنند . هسته خورشید دمایی در حدود 15،000،000 درجۀ سلسیوس دارد و این دما برای وقوع واکنش های گداخت گرما – هسته ای کافی است . با تبدیل شدن هیدروژن به هلیم، انرژی شگرفی آزاد می شود که از مرکز ستاره رو به بیرون جریان می یابد و نیروی لازم را برای گرم کردن گاز ستاره تأمین می کند . در خورشید در هر ثانیه حدود 600 میلیون تُن هیدروژن به هلیم تبدیل می شود، با وجود این، با وجود این، خورشید به قدری پر حجم است که این آهنگ مصرف سوخت را 5 میلیارد سال حفظ کرده است وتا 5 میلیارد سال دیگر نیز به این روند ادامه خواهد داشت .

جرم هر ستاره ( یعنی کل مقدار ماده ای که در خود جای داده است ) به طور مستقیم در اندازه، دما، تابندگی، آهنگ خروج انرژی ( درخشندگی ) آن مؤثر است . هر چه ستاره سنگین تر باشد، گرانی آن نیز قوی تر است . از این رو جرم ستاره تعیین شدت نیروی گرانش در هر نقطه از درون ستاره است و به سهم خود به ستاره حکم می کند که به چه میزان سوخت خود را سریع تر مصرف کند تا گازهایش را به قدر کافی گرم نگه دارد و ثبات هر مکان را در درون خود حفظ کند . این امر ساختار دمایی ستاره و نحوه ای را که انرژی از هستۀ ستاره به سطح منطقل می شود، کنترل می کند . جرم حتی بر عمر ستاره تسلط دارد، چون آهنگ مصرف سوخت، عمر ستاره را معین می کند .

کوچک ترین ستاره جرمی در حدود 08ر0 جرم خورشید دارد . اگر گویی از گاز، جرمی کمتر از آن داشته باشد، دمای درونی اش آنقدر کافی نخواهد بود تا واکنش های گداخت هسته ای را در مرکز ستاره شروع کند .




منابع: 1. نجوم به زبان ساده - ماير دگاني - مترجم: محمدرضا خواجه‌پور
2.
دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...

۱ مهر ۱۳۸۸

ستارگان ( بخش اول )

ستاره ها گوی های بسیار بزرگی از گاز بسیار گرم اند که به واسطه نورشان می درخشند . دمای آن ها در سطح، هزاران درجه و در داخل، بسیار بیشتر است .

در این دماها، ماده نمی تواند به صورت های جامد یا مایع وجود داشته باشد . گاز هایی که ستاره ها را می سازند، بسیار غلیظ تر از گازهایی است که معمولاً بر سطح زمین وجود دارد . چگالی فوق العاده زیاد این گاز ها معمول فشار های عظیم داخل ستاره ها است.

ستاره ها در فضا حرکت می کنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست .در طول یک سال رد هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آن ها نمی توان یافت حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظه ای در آن ها مشهود نمی افتد . نقش و الگوی آن ها در حال حاضر کم وبیش دقیقاً همان است که هزار سال پیش بود . این ثبات، پیامد فاصله ی عظیمی است که میان ما و آن ها وجود دارد . با این فواصل چندین هزار سال طول می کشد که تغییر غابل ملاحظه ای در نقش ستاره ها پدید آید؛ این ثبات ظاهری مکان ستاره ها موجب شده است که نام متداول (( ثوابت )) به آنها اطلاق شود .

قدر و رنگ ستاره

یکی از مشخصه های یک ستاره که از راه رصد قابل اندازه گیری است، درخشندگی یا مقدار نوری است که از ستاره گسیل می شود . درخشندگی ممکن است در ترکیب با سایر اطلاعات مربوط به یک ستاره، مثل اندازه یا دما نشان دهنده شدت واکنش های گداخت در هسته آن باشد . درخشندگی را معمولاً نمی توان با رصد مستقیم محاسبه کرد، اما با افزایش فاصله، درخشندگی ظاهری یک جسم کاهش پیدا می کند . برای مثال خورشید تنها به این خاطر که بسیار به ما نزدیک است، در ظاهر روشن تر از سایر اجسام اختری به نظر می رسد .

قدر، راه دیگری برای بیان درخشندگی یک ستاره است . ابرخُس، اخترشناس یونانی ( ح 190 – 120 پ م )، مقیاس قدر را برای ستارگان ابداع نمود و روشنایی آنها را از 1 تا 6 ارزش گذاری کرد . بر اساس این مقیاس، ستاره قدر اول، 100 برابر درخشان تر از ستاره قدر ششم، تعیین شده است به این ترتیب هر چه جسم کم فروغ تر باشد، قدر آن ] از نظر عددی[ بیشتر است . با ظهور تلسکوپ ونگاه ژرف تر اخترشناسان به عالم، این مقیاس به اعداد بالاتر از 6 و اعداد منفی نیز گسترش پیدا کرد .

رنگ نور گسیل شده از یک ستاره، مشخص کننده دمای آن است . در آغاز قرن گذشته، اختر شناسان طبقه بندی ستارگان بر اساس رنگ یا رده طیفی را آغاز کردند . این رده ها عبارتند از O ،B ،A ،F ،G ، K وM . ستاره های گونه O گرمترین ستاره ها هستند ( دمای آن ها نزدیک به 35000 درجه سیلسیوس است ) و ظاهر آن ها سفید یا آبی روشن است، در حالی که ستاره های گونه M از همه ستاره ها سردترند ( دمای آنها نزدیک به 3000 درجه سیلسیوس است ) و ظاهری سرخگون دارند . خورشید زرد است یعنی در گونه G ویا پایین تر از حد متوسط جا می گیرد . به تازگی درجه دیگری به نام گونه L مربوط به اجسام تیره و سرد پایین تر از گونه M، برای افزودن به فهرست رده طیفی ستارگان پیشنهاد شده است .




منابع: 1. نجوم به زبان ساده - ماير دگاني - مترجم: محمدرضا خواجه‌پور
2.
دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...



۲۶ شهریور ۱۳۸۸

تاریخچه ی نجوم

تاریخ نجوم را می توان به سه دوره تقسیم کرد : دوره زمین مرکزی، دوره کهکشانی و دوره کیهانی . آغاز دوره اول در تاریخ باستان است و پایان آن در قرن شانزدهم . دوره دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول کشید و دوره سوم در قرن بیستم آغاز شد و هنوز ادامه دارد .
1 – دوره زمین مرکزی
منجمان نخستین معتقد بودند که زمین باید در مرکز جهان باشد و فرض می کردند که خورشید، ماه و ستارگان به دور زمین ساکن می گردند . علاقه آنان که به معنای امروزی کلمه ی چندان علمی نبود، به طور عمده معطوف بود به مسائل علمی، به رابطه واقعی یا فرضی رویداد های آسمانی با حوادث زمینی و به جستجوی آسمان به خاطر یافتن نشانه هایی از وقایع سعد و نحس .
دایرة البروج - مسیر ظاهری خورشید از میان ستارگان – به دقت تمام تعریف شد . دوره کامل کسوف و خسوف تعیین گردید و حتی در قرن دوم پیش از میلاد به حرکت محور زمین پی برده شد .
2 – دوره کهکشانی
می توان گفت که نجوم جدید با این دوره آغاز می شود . کوپرنیکوس نشان داد که زمین، نه تنها مرکز جهان نیست، بلکه فقط یکی از سیاراتی است که به دور خورشید مرکزی می گردد . معلوم شد که زمین، که به هیچ روی منحصر به فر نیست، سیاره ای معمولی است که به طرزی معمولی، حرکاتی معمولی دارد .
در حقیقت آشکار شد که خورشید مرکزی خود ستاره ای از ستاره های بی شمار آسمان است .
در این دوره روش مطاله ی نجوم، پیوسته علمی تر شد و انگیزه ی اصلی آن میل به شناخت و فهم قوانین بنیادی حاکم بر حرکت اجرام آسمانی و توضیح چیز هایی بود که بشر به چشم می دید .
پیشرفتی که از قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم صورت گرفت، نتیجه تلفیق کار آمدی بود از رصد های پر دامنه، وسایل پیشرفته و کار نبوغ آمیز علمی .
وسایل . البته ورود تلسکوپ به ساحت نجوم توسط گالیلئو گالیله Galileo Galilei ( 1564 – 1642 میلادی ) در 1610، نشانه مرحله مهمی در تکامل علم نجوم به شمار می رود، همانطور که اختراع بعدی طیف نما نیز چنین بود . این دو وسیله مکمل یکدیگر بودند : تلسکوپ رویت ستارگان را با وضوحی بیشتر ممکن می ساخت، طیف نما نور ستارگان را تجزیه می کند و اطلاعاتی در مورد ستارگان در اختیار ما می گذارد .
3 – دوره کیهانی
در این دوره آشکار شد که کهکشان ستاره هایی که خورشید ما به آن تعلق دارد فقط یکی از کهکشان های بسیاری است که برخی بزرگتر از کهکشان ما و بعضی کوچکتر اند . بخش زیادی از تحقیقات نجومی یک قرن اخیر به این کوشش اختصاص داشته است که تصویری « کامل » از جهان به دست آوریم . تلسکوپ های نوری بزرگتر ونیز تلسکوپ های رادیویی عظیم برای کمک به این تحقیقات ساخته شده اند .
نابغه نظری بزرگی که در ذهن عامه مردم بیش از همه با این دوره ارتباط داده می شود، دکتر آلبرت اینشتاین فقید ( 1879 – 1955 ) است ( هرچند که او در درجه اول یک فیزیک دان و ریاضی دان بود ) . کیهان شناسی و اختر فیزیک سخت به نظریه ی نسبیت او متکی اند .
در این دوره نجومی است که ما زندگی می کنیم و تا پایان آن راه درازی در پیش است .

منبع: نجوم به زبان ساده - ماير دگاني - مترجم: محمدرضا خواجه‌پور