۱ بهمن ۱۳۸۸

صورت فلکی


  صورتی فلکی، گروهی از ستارگان است، که از دیدگاه زمین، الگوی از دیرباز شناخته شده ای در آسمان تشکیل می دهند . ستاره هایی که صورت فلکی را می سازند، نشانگر نظم معنی داری در عالم نیستند . این ستارگان ممکن است در فاصله های بسیار متفاوتی از زمین و یکدیگر قرار گرفته باشند . اگر از بخش دیگر کهکشان به صورت های فلکی زمینی نگاه کنیم، شکل های کاملاً متفاوتی خواهند داشت و بازشناسی آن ها ممکن نخواهد بود .

پیشینۀ نام گذاری صورت های فلکی به روزگار تمدن های باستان بر می گردد . در حالی که برخی از صورت های فلکی ممکن است بی شباهت به حیوانات، اجسام یا افرادی که نام خود را از آن آنها گرفته اند نباشند، صورت های دیگری هستند که صرفاً بر پایۀ شکلشان بام گذاری شده اند . در آغاز کار، نام بسیاری از صورت های فلکی از اساطیر باستانی اخذ می شد . این نام ها به تدریج جای خود را به جایگزین هایی معادل دادند که امروزه نیز با همان جایگزین ها شناخته می شوند .

اختر شماری به یک یا دو تمدن باستانی محدود نمی شد . بسیاری از تمدن ها برای درک آفرینش عالم و ساختار آن و پی بردن به جایگاه خود در عالم، به اجسام آسمانی نگاه می کردند . بام گذاری آنها بر ستارگان گوناگون، بازتابی از عقاید و یا اسطوره شناسی ایشان بود . برای مثال، صورت های فلکی دب اکبر و ذات الکرسی، نزد سرخپوستان آپاچی ناواهو، « مرد چرخان » و « زن چرخان » نامیده می شوند .

برخی از گروه های شناخته شدۀ ستاره ای که نام عامیانه ای هم دارند، به هیچ وجه صورت فلکی نیستند . آنها را جمع اختری می نامند . هفت اورنگِ مِهین و هفت اورنگِ کِهین دو نمونه از جمع های اختری اند . هفت اورنگِ مِهین که در اروپا « ملاقۀ بزرگ » نامیده می شود، بخشی از صورت فلکی دب اکبر ( خرس بزرگ ) است . هفت اورنگِ کِهین یا ملاقۀ کوچک نیز، قسمتی از صورت فلکی دب اصغر ( خرس کوچک ) است .

در روزگار ما هشتاد و هشت صورت فلکی، کرۀ آسمانی را پوشانده اند ( کرۀ آسمانی، همان آسمان یا کره ای فرضی است که زمین را در بر گرفته است . ) هر یک از این صورت های فلکی به محدوده ای از کرۀ آسمانی مربوط می شوند . مسیر ] ظاهری [ و سالانۀ خورشید، ماه و سیاره های بزرگ در میان ستارگان، از چشم انداز زمین، دایرةالبروج نامیده می شود . دوازده صورت فلکی بر دایرةالبروج یا نزدیکی آن قرار می گیرند . این صورت های فلکی – یعنی حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سُنبله، میزان، عقرب، قوس، جَدی، دلو و حوت – صورت های فلکی منطقةالبروجی ( بُرجگاهی ) خوانده می شوند . سایر صورت های فلکی را می توان در طول سال بر کرۀ آسمان مشاهده کرد که 28 تا از آنها متعلق به نیمکرۀ شمالی و 48 تای دیگر مربوط به نیمکرۀ جنوبی آسمان اند .

به سبب چرخش روزانۀ زمین به دور محور خود، چنین به نظر می رسد که صورت های فلکی، هر شب در آسمان به سوی غرب حرکت می کنند . سالانۀ زمین پیرامون خورشید که پدید آورنده ی فصل هاست، باعث به تماشا در آمدن صورت های فلکی متفاوتی در طول فصل های مختلف سال می شود .



لیست کامل صورت های فلکی

مِیل ( درجه )
بُعد ( ساعت )
نماد
نام لاتین
نام
-70
2
Hyi
Hybrus
آب مار
-55
17
Ara
Ara
آتشدان
+40
6
Aur
Auriga
ارابه ران
-25
5
Lep
Leque
ارنب
+60
14
Dra
Draco
اژدها
+20
23
Peg
Pegasus
اسب بالدار
+15
11
Leo
Leo
اسد
+35
10
LMi
Leo Minor
اسد اصغر
-45
5
Cae
Caelum
اسکنه
-40
18
CrA
Corona Australis
اکلیل جنوبی
+30
16
CrB
Corona Borealis
اکلیل شمالی
+40
1
And
Andromeda
امرأة المسلسله
-45
9
Vel
Vela
بادبان
+45
3
Per
Perseus
برساوش
+10
22
Equ
Equuleus
پارۀ اسب
-15
11
Crt
Crater
پیاله
+40
13
CVn
Canes Venatici
تازی ها
-5
7
Mon
Monoceros
تکشاخ
-35
10
Ant
Antlia
تلمبه
-60
4
Ret
Reticulum
تور
-65
24
Tuc
Tucana
توکان
+15
4
Tau
Taurus
ثور
+30
17
Her
Hercules
جاثی
+5
5
Ori
Orion
جبّار
-20
21
Cap
Capricornus
جَدی
+20
7
Gem
Gemini
جوزا
-60
12
Cru
Crux
چلیپا
-80
11
Cha
Chamaeleon
حربا
+20
2
Ari
Aries
حمَل
0
17
Oph
Ophiuchus
حوا
+15
1
Pas
Pisces
حوت
-30
22
PsA
Pisces Australis
حوت جنوبی
+70
15
UMi
Ursa Minor
دبّ اصغر
+50
11
UMa
Ursa Major
دبّ اکبر
+40
21
Cyg
Cygnus
دجاجه
-45
22
Gru
Grus
دُرنا
+10
21
Del
Delphinus
دلفین
-15
23
Aqr
Aquarius
دلو
-60
15
Cir
Circinus
دوپرگار
-50
19
Tel
Telescopiun
دوربین نجومی
+60
1
Cas
Cassiopeia
ذات الکرسی
-35
21
Mic
Microscopium
ذره بین
+20
20
Vul
Vulpecula
روباهک
+60
5
Cam
Camelopardalis
زرافه
-55
3
Hor
Horologium
ساعت
-10
18
Sct
Scutum
سپر
+20
9
Cnc
Cancer
سرطان
0
13
Vir
Virgo
سُنبله
-30
24
Scl
Sculptor
سنگتراش
+40
23
Lac
Lacerta
سوسمار
-50
5
Pic
Pictor
سه پایۀ نقاش
+20
20
Sge
Sagitta
سهم
+40
9
Lyn
Lynux
سیاهگوش
-50
24
Phe
Phoenix
سیمرغ
-55
9
Car
Carina
شاه تخته
-20
10
Hya
Hybra
شجاع
+40
19
Lyr
Lyra
شلیاق
-65
19
Pav
Pavo
طاووس
+5
20
Aql
Aquila
عقاب
-30
16
Sco
Scorpio
عقرب
-30
9
Pyx
Pyxis
قطب نما
-50
13
Cen
Centaurus
قنطورُس
-25
19
Sgr
Sagittarius
قوس
-10
2
Cet
Cetus
قیطُس
+70
22
Cep
Cepheus
قیفاووس
-35
6
Col
Columba
کبوتر
-40
7
Pup
Puppis
کشتی دُم
-20
12
CrV
Corvus
کلاغ
5
8
CMi
Canis Minor
کلب اصغر
-20
7
CMa
Canis Major
کلب اکبر
-30
3
For
Fornax
کوره
+30
15
Boo
Bootes
گاوران
-40
15
Lup
Lupus
گرگ
-50
16
Nor
Norma
گونیا
+20
13
Com
Coma Berenices
گیسو
0
17
Ser
Serpens
مار
-70
8
Vol
Volans
ماهی پرنده
-60
5
Dor
Dorado
ماهی زرین
+30
2
Tri
Triangulum
مثلث
-65
16
TrA
Triangulum Australe
مثلث جنوبی
-80
16
Aps
Aqus
مرغ بهشتی
-80
13
Mus
Musca
مگس
-80
5
Men
Mensa
میز
-15
15
Lib
Libra
میزان
-10
4
Eri
Eridanus
نهر
-80
21
Oct
Octans
هشتک
-50
21
Ind
Indus
هندی


منبع : دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...




۲۴ دی ۱۳۸۸

نظريه مهبانگ


نظریۀ مهبانگ برجسته ترین الگویی است که دانشمندان در توصیف چگونگی آفرینش عالم به کار می برند . بر اساس این نظریه، عالم  ] کنونی  [ تقریباً 10 تا 13 میلیارد سال قبل با رویدادی ناگهانی و شدید آفریده شده است . در این رویداد، سبک ترین عناصر شکل گرفتند و سنگ بنای تمامی مواد موجود در عالم کنونی فراهم آمد . یکی از پیامد های مهبانگ این است که ما در عالم در حال انبساط زندگی می کنیم، عالمی که سرانجام نهایی آن با اطلاعات کنونی ما قابل پیش بینی نیست .



تحول عالم
کیهان شناسان یا دانشمندانی که منشأ عالم را بررسی می کنند بر این باورند که عالم از آذرگویی داغ و بی اندازه چگال آغاز شده است . آنها یک تک نقطه را که در بر گیرندۀ تمام مواد عالم بود، تکینگی می نامند . زمان، دقیقاً از هنگامی آغاز شد که آذرگویی منفجر شد و با انبساط سریع خود، فضا را دچار کشیدگی کرد . ( فضایی که آذرگویی در آن منفجر شد به طور مستقل وجود نداشت، بلکه در آغاز، خود بخشی از گوی بود . ) عالم که در ابتدا بزرگتر از پروتون نبود، در یک میلیونیم ثانیه به اندازۀ یک توپ بسکتبال منبسط شد . گرانی پدید آمد و ذرات زیر اتمی که در عالم جاری شدند، ضمن برخورد با یکدیگر، پروتون ها و نوترون ها را ( که ذرات بنیادی سازندۀ اتم ها هستند ) تشکیل دادند .
سه دقیقه پس از وقوع مهبانگ، حرارت عالم تا حدود 278،000،000 درجۀ سلسیوس پایین آمد . پروتون ها و نوترون ها شروع به پیوند خوردن کردند و هستۀ عناصر شیمیایی سادۀ هیدروژن، هلیم و لیتیم را تشکیل دادند . پانصد هزار سال بعد، اتم ها شکل گرفتند . بیش از سیصد میلیون سال دیگر طول کشید تا عالم به آن اندازه گسترده و سرد شود که ستارگان و کهکشان ها شکل بگیرند . منظومۀ خورشیدی، که شامل ابری از غبار و گاز بود، تنها چهار و نیم میلیارد سال قبل پا به عرصۀ وجود گذاشت .
در جستجوی سرآغاز
این که عالم در حال انبساط است، فرضی کلیدی است که نظریۀ مهبانگ بر آن تکیه دارد . اخترشناسان تا پیش از قرن بیستم  بر این باور بودند که عالم همواره بی هیچ تغییری به همین شکل وجود داشته است . اما در سال های دهۀ 1920، ادوین هابل، اختر شناس آمریکایی ( 1889 - 1953 ) وجود کهکشان های ] تا آن زمان [ رصد نشدۀ دیگری به غیر از کهکشان راه شیری را کشف کرد . وی در سال 1929، مهم ترین کشف خود را محقق ساخت ] و آن این بود که [ : تمام مواد عالم، در حال دور شدن از یکدیگرند . این امر ثابت می کرد که عالم در حال انبساط است .
هابل با مشاهدۀ نوری که از کهکشان های دوردست به طرف زمین می آمد به این نتیجه دست یافت . اگر آن کهکشان ها به راستی از زمین و از یکدیگر در حال دور شدن بودند، می بایستی نوری که گسیل می کردند کِش می آمد یا طول موج بلندتری پیدا می کرد . از آنجا که نور دارای طول موج بلندتر، سرخگون است، کِش آمدن یاد شده، انتقال به سرخ نامیده می شود . هابل انتقال به سرخ کهکشان های بسیاری را اندازه گرفت و پی برد که نه تنها کهکشان ها در تمام جهت ها از زمین دور می شوند، بلکه چنین به نظر می رسد که کهکشان های دورتر با آهنگ تندتری حرکت می کنند .
نظریۀ تورمی و << پی جویی زمینۀ کیهانی >>
تا اواسط دهۀ 1980، نظریۀ مهبانگ مقبولیت گسترده ای در میان دانشمندان پیدا کرده بود . با این حال نظریۀ یاد شده با مشکلاتی روبرو بود . با رخ دادن مهبانگ، تابش داغ ناشی از انفجار  ( انرژی به شکل موج یا ذره )، همراه با عالم، سرد و منبسط شد . این تابش که به تابش زمینۀ کیهانی معروف است به صورت سوتِ خفیفِ نوفۀ  رادیویی آشکار می شود که از همه سوی فضا ] به زمین [ می رسد . وقتی اختر شناسان این تابش زمینۀ کیهانی را اندازه گرفتند، پی بردند که دمای آن دقیقاً زیر منهای 270 درجۀ سلسیوس است . اگر عالم پس از مهبانگ انبساط یافته باشد، این دما دمای صحیحی است .
لیکن تابش یاد شده هموار به نظر می رسید و اُفت و خیزی در دما نشان نمی داد . اگر تابش با آهنگ ثابتی سرد شده بود، عالم می بایست با آهنگی ثابت منبسط و سرد شده باشد . و اگر چنین بود، سیاره ها و کهکشان ها شکل نمی گرفتند، چرا که گرانی ای که به تجمع آن ها کمک کرده است، می بایستی سبب اُفت و خیزی در خوانش ( قرائت ) دما شده باشد .

منبع : 1. دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...

۱۹ آذر ۱۳۸۸

زمين

زمین سومین سیاره از جانب خورشید، سیارۀ موطن ماست . بیشتر سطح زمین ( یا حدود 70% آن را ) آب فرا گرفته است و دارای جوّی نیتروژنی – اکسیژنی با چگالی متوسط است که از تنها حیات شناخته شده عالم حمایت می کند . وقتی از فضا به زمین نگاه می کنیم، به شکل گوی آبی رنگ درخشانی دیده می شود که ابر های سفید چرخانی، اقیانوس های پهناور آن و خشکی هایی را که شکل نا منظم و رنگ های متفاوتی از سبز، زرد، قهوه ای و سفید دارند، می پوشانند .

زمین در فاصله حدود 150،000،000 کیلومتری برگرد خورشید می گردد و گردش بیضوی آن 26ر365 روز طول می کشد . این سیاره تقریباً هر 24 ساعت یک بار حول محور خود می چرخد . زمین واقعاً کروی نیست بلکه در استوا اندکی برآمده است . قطر زمین در استوا تقریباً 12،760 کیلومتر است، در حالی که قطر آن در قطب ها 12،720 کیلومتر است . محیط زمین در استوا تقریباً برابر 40،000 کیلومتر است .
ماه تنها قمر طبیعی زمین، این سیاره را در فاصلۀ متوسطی در حدود 385،000 کیلومتری دور می زند . برخی از دانشمندان تصور می کنند که ماه و زمین را باید سیاره ای دو تایی پنداشت، زیرا ماه به نسبت سیارۀ ما در قیاس با قمر های بسیاری از سیاره های دیگر بزرگ تر است .
بر خلاف سیاره های دورتر که بیشتر از گاز های سبک تشکیل شده اند، زمین از عناصر سنگین مانند آهن و نیکل ساخته شده است و از این رو بسیار چگال تر است . زمین در آغاز به سبب تصادم هایی که 5ر4 میلیارد سال قبل موجب تشکیل آن شده است بسیار داغ بوده و سپس شروع به سرد شدن کرده است . اجزای تشکیل دهندۀ آن برحسب چگالی شان شروع به جدا شدن از یکدیگر کردند . عناصر سنگین و فراوانی مانند آهن و نیکل هستۀ زمین را شکل دادند . در بیرون از هسته، عناصری متعدد به صورت مواد چگال انعطاف پذیر موسوم به جُبّه متراکم شدند . سرانجام لایۀ نازک سردی شامل سنگ های مملو از سیلیسیم موسوم به پوسته یا سنگ سپهر، در سطح زمین شکل گرفت . تشکیل پوستۀ زمین از تودۀ گداختۀ اولیه، حدود نیم میلیارد سال طول کشید .
جوّ زمین
جوّ زمین تنها جوّ سیاره ای در منظومه خورشیدی است که قابلیت نگهداری حیات را دارد . این جوّ از 78 درصد نیتروژن، 21 درصد اکسیژن و یک درصد مخلوطی از گاز های دیگر و بیشتر آرگون تشکیل شده است .
نظریه های متعددی برای منشأ این گاز ها مطرح شده است . یک نظریه حاکی از این است که وقتی زمین در حال شکل گرفتن بود، این گاز ها در لایه های سنگی زیر سطح پوسته زمین محبوس بودند، اما سرانجام از طریق فوران های آتشفشانی به خارج راه یافتند و جوّ زمین را تشکیل دادند . بخار آب، فراوان ترین ماده ای بود که بیرون جهید و با سرد شدن، مایع شد و اقیانوس ها را به وجود آورد . گاز کربنیک از نظر کمیت، بعد از آب قرار می گرفت اما بخش عمدۀ آن در آب اقیانوس ها حل شده یا طی واکنش هایی با سایر مواد موجود در سنگ ها، تغییر شیمیایی کرد . نیتروژن به مقدار کمتری انتشار پیدا کرد و به همین شکل کنونی خود باقی ماند، زیرا هرگز واکنشی نکرد و متراکم هم نشد ( یعنی از حالت گاز به حالت مایع در نیامد ) . تصور می شود که به همان خاطر در حال حاضر، نیتروژن، فراوان ترین گاز جوّ زمین است .
سطح زمین
سطح زمین به دو بخش خشکی و اقیانوس ها تقسیم شده است . حدود 9ر148 میلیون کیلومتر مربع از سطح زمین خشکی است، حال آنکه اقیانوس ها تقریباً 3ر361 میلیون کیلومتر مربع آن را فرا گرفته اند . خشکی ها به طور مرتب در حال تغییراند، اما این امر به کندی صورت می گیرد . خشکی ها مطابق فرایندی که زمین ساخت صفحه ای نامیده می شود حرکت می کنند، به هم می خورند، شکسته و از هم جدا می شوند . سنگ سپهر پوسته سنگی یک پارچه ای نیست بلکه از قطعه های عظیمی موسوم به صفحه تشکیل شده است . این قطعات به طور پیوسته در حال حرکت اند، زیرا درون زمین با هسته ای که هنوز مذاب ( مایع ) است، بر اثر جریانات همرفتی ( یا چرخشی ) بزرگ مقیاس جُبّه فوقانی، پر تحرک است . این کورۀ غول آسای زیر سطح زمین، خشکی ها را کمتر از چند سانتی متر در سال حرکت می دهد، اما همین امر برای پیامد هایی عظیم کفایت می کند . اکنون چرخۀ بی پایان کوه زایی ( که حرکت صفحه های پوستۀ زمین موجب آن می شود ) و فرسایش ( در اثر باد و آب ) هر بخش از سطح زمین را به شکلی در آورده است .





منبع: دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...


۱۲ آذر ۱۳۸۸

شناخت بیشتر سیارات منظومه خورشیدی ( سیارات بیرونی )


 مشتری
مشتری، برجیس، یا اورمزد پنجمین سیاره از سمت خورشید، بزرگ ترین و سنگین ترین سیارۀ منظومۀ خورشیدی ماست . مشتری 1،300 برابر زمین است و جرم  آن بیش از 300 برابر جرم زمین و 5ر2 مرتبه سنگین تر از مجموع جرم سیاره های دیگر منظومۀ خورشیدی است . قطر این سیاره بیش از 142،000 کیلومتر یا یازده برابر قطر 12،700 کیلومتری زمین است . مدار مشتری در 770 میلیون کیلومتری خورشید قرار دارد و این سیاره تقریباً هر 12 سال یک بار این مدار را دور می زند .
مشتری با داشتن 39 قمر شناسایی شده، خود منظومۀ کوچکی به حساب می آید . این سیاره بعد از خورشید، ( ماه ) و زهره، معمولاً درخشان ترین جسم در آسمان است . به علت نامعلومی نوری که از آن بازتاب می شود دو برابر شدیدتر از نوری است که خورشید به آن می تابد .
با تلسکوپ، مشتری به صورت کره ای با نوار های مواج و رنگارنگ به نظر می رسد . این نوار ها ممکن است نتیجۀ چرخش سریع سیاره باشند . یک روز مشتری کمتر از 10 ساعت زمینی طول می کشد . ( که با روز 24 ساعته زمین قابل مقایسه است ).
بارزترین مشخصۀ مشتری، لکۀ سرخ بزرگ آن است . این لکه در واقع توفان مواجی است که درازای آن 25،700 کیلومتر و پهنایش 14،000 کیلومتر برآورده شده است و مساحت آن به قدری زیاد است که دو کره مثل زمین را دربر می گیرد . رنگ سرخ لکه، ممکن است مربوط به گوگرد یا فسفر باشد . اما هیچ کَس در این مورد اطمینان ندارد . در پایین لکه، سه منطقۀ بیضی شکل سفید وجود دارد که هر یک، توفانی تقریباً به بزرگی مریخ است .




زحل
زحل یا کیوان، ششمین سیاره از جانب خورشید، ( در زبان های اروپایی ) به نام ساترن، یا رب النوع رومی کشاورزی نامیده شده است که مبنای آن کرونوس، رب النوع یونانی است . این دومین سیارۀ بزرگ منظومۀ خورشیدی، دارای قطر استوایی تقریبی 120،600 کیلومتر است . زحل به رغم اندازۀ بزرگش، کم چگال ترین سیاره است . این سیاره، تقریباً سی درصد کم چگال تر از آب است یعنی اگر در ظرف آبی که به اندازۀ کافی بزرگ باشد، قرار داده شود، غوطه ور می ماند .
چرخش محوری زحل بسیار سریع است و طی 5ر10 ساعت زمینی کامل می شود . قطب های سیاره بر اثر این چرخش سریع، تخت شده است . اندازۀ دور تا دور آن در استوا، ده درصد بزرگ تر از اندازه دور تا دور قطب به قطب آن است . برعکس طول روز، سال زحل بسیار طولانی است . هر دور گردش کامل سیاره پیرامون خورشید، به دلیل فاصله متوسط 4ر1 میلیارد کیلومتری آن از خورشید، 5ر29 سال زمینی طول می کشد .
زحل بیشتر از گاز تشکیل شده است . ابر های زرد و کدر آن از آمونیاک متبلورند و با باد های شرق وزان که در استوای سیاره سرعتی بیش از 1،770 کیلومتر در ساعت دارند، به درون نوار هایی روبیده می شوند .باد های نزدیک دو قطب ملایم ترند . پوشش زحل دریایی از هیدروژن و هلیم مایع است که رفته رفته ( با پیش روی در عمق ) به شکل هیدروژن فلزی در می آید . این دریا جریان های الکتریکی بسیار قوی را هدایت می کند که تولید کنندۀ میدان مغناطیسی پر توان سیاره اند . هستۀ زحل، که چندین برابر زمین است، از سنگ و یخ تشکیل شده است . جوّ سیاره دارای حدود 97 درصد هیدروژن، 3 درصد هلیم، و مقادیری متان و آمونیاک است . دانشمندان دمای سطح سیاره را حدود منهای 168 درجۀ سلسیوس بر آورد می کنند .
برجسته ترین ویژگی زحل حلقه های آن است . سه سیاره بزرگ دیگر ( مشتری، اورانوس، و نپتون ) هم دارای حلقه اند، امّا زحل چشم گیرترین حلقه ها را دارد . اخترشناسان قرن ها فکر می کردند که حلقه ها قمر های سیاره اند، در سال 1658، اخترشناس هلندی، کریستیان هویگنس ( 1629 - 1695 ) تشخیص داد که ساختار های اطراف زحل، حلقه هستند . در سال های بعد، که استفاده از تلسکوپ های قوی تر امکان پذیر شد، اخترشناسان به تعداد حلقه های بیشتری در پیرامون سیاره پی بردند .






اورانوس
اورانوس، هفتمین سیارۀ منظومۀ خورشیدی از جانب خورشید، احتمالاً در گذشته خود با جسمی عظیم برخورد داشته است . این برخورد سیاره را به پهلو انداخته و به آن مداری منحصر به فرد داده است . اورانوس بر خلاف سایر سیارات که محور هایشان کم و بیش عمود بر مدار آن ها است، با محوری منطبق بر صفحۀ مداری اش، بر پهلوی خود می چرخد .
هر گردش کامل این سیاره به دور خورشید حدود 84 سال زمینی و هر دور چرخش حول محور آن 18 ساعت طول می کشد . از آنجا که همواره قطب های اورانوس – و نه استوای آن – رو در روی خورشیدند، هر قطب آن به مدت 42 سال پی در پی زمینی، در برابر نور آفتاب قرار می گیرد .




نپتون
نپتون یا هشتمین سیاره از جانب خورشید را، یوهان گاله، اخترشناس آلمانی ( 1812 - 1910 ) در سال 1846 کشف کرد . وی این سیاره را بر اساس پیش بینی هایی محاسباتی اوربن لووریه، اخترشناس فرانسوی ( 1811 - 1877 ) و جان کاوچ ادمز، اخترشناس انگلیسی ( 1819 - 1892 ) یافت . فاصلۀ ( 5ر4 میلیارد کیلومتری ) نپتون از خورشید به قدری زیاد است که رصد آن را دشوار می سازد . تا این اواخر دانسته ها دربارۀ این سیاره بسیار اندک بود . در اوت سال 1989 ویاجر 2، کاوشگر فضایی آمریکا به نپتون رسید و به پاسخ هایی در مورد این گوی اسرار آمیز و زیبا دست یافت . نپتون سیاره ای بزرگ به جرم 17 برابر جرم زمین و قطر استوایی در حدود 50 هزار کیلومتر است .
نپتون کمی سریع تر از زمین به دور خود می چرخد، و روز آن اندکی از 19 ساعت زمینی بیشتر است، حال آنکه هر دور کامل حرکت انتقالی آن به دور خورشید، در حدود 164 سال زمینی است .





منبع: دانشنامه همگاني نجوم - ديويد نيوتن و... - مترجم: مهرداد سرمدي و...